در حال بارگذاری ...

یادداشتی بر نمایش ماه و آفتاب

کارگردان: امید انصاری

شهر: تهران

در نمایش افسانه ماه و آفتاب با آن دسته از روایت های عاشقانه ای روبرو می شویم که نا ممکن می نمایند، چنان نا ممکن که شاید سر پنجه ماهر نویسنده ای در دنیایی فانتزی درپیچ و خم های خیالی دور دست ذهن بشر بتواند آن را امری ممکن گرداند. آری در جهان فانتزی هر غیر ممکنی ممکن می گردد حتی وصال خورشید و ماه.

نویسنده اثر در قدم اول برای خلق یک نمایش عروسکی دست به انتخاب موضوعی به غایت مناسب و هیجان انگیز برای خلق یک نمایش عروسکی زده است. موضوعی که  توسط نقل کننده ی داستان برای مخاطب  نقل می شود، راوی طرح مساله می کند اما در ادامه روند هر آنچه مخاطب در انتظار بسط و توسعه خط داستانی چشم به راه می ماند، خبری از کنش و واکنشی دراماتیک که از عناصر تصویری و نمایشی در پیشبرد و پرورش موضوع داستانی بهره بگیرد نیست و اگر قرار است عشقی اتفاق بیافتد بی هیچ مقدمه و کشمکشی صرفا روایت می گردد و عشق آغاز می شود، همانطور که با کلماتِ راوی کسوف و خسوف پدید می آیند و گره های داستان به اراده ی راویِ داستان بی کمک هیچ محرکی و بدون دخالت هیچ عامل بازدارنده ای به سهولت باز می شوند و به اوج می رسند. اما در مقوله اجرا با یک گروه هماهنگ مواجه می شویم که با کمک هم و استفاده از اسلاید های تصویری دست به خلق صحنه هایی زیبا می زنند و تا حد امکان فضایی تخیلی را در مقابل دیدگان مخاطب به تصویر می کشند، با اینکه کارگردان در انتخاب موسیقی و شکل بازی گرفتن از بازیگران، در فضاسازی و ایجاد ریتم مناسب خوب عمل می کند اما در خلال اجرا تصاویری که ساخته می شوند و یا ارتباطاتی که بین شخصیت های داستان شکل می گیرد، نه مکمل روند خط داستانی هستند و نه در انتقال مفهومی خاص موفق عمل می کنند و نه بخش های نا شنیدنی را برای ما به تصویر می کشند. صرفا تلاشی برای باز سازی دیالوگ های راوی هستند و گاها به ورطه تکرار می افتند.

از نکات قابل اشاره در رابطه با اجرای مذکور می توان به کمرنگ بودن و یا به عبارتی نا مطلوب بودن عناصر عروسکی در دنیای فانتزی خلق شده اشاره کرد. در ای نمایش اِلمان های ساخته شده از خورشید و ماه  که می توانستند در عروسکی شدن نمایش نقش مهمی ایفا کنند، در دستان بازیگران بیشتر  همچون آکسسواری باقی می مانند و موفق به جان بخشی در تخیل مخاطبان خود نمی گردند. علاوه بر آن صحنه های خلق شده با استفاده از تکنیک سایه نیز علی‌رغم  توفیقی که در روند فضا سازی کسب می کنند اما کمتر موفق به خلق شخصیتی عروسکی می شود و کماکان سعی در ساختن تصاویر دیالوگ های راوی دارند.

حسین زینالی




مطالب مرتبط

یادداشتی بر نمایش عروسکی ریزجان

یادداشتی بر نمایش عروسکی "ریزجان"

نمایش ریز جان شهر : قم نویسنده : هادی حسنعلی کارگردان: ندا وفایی ریزجان که از اسمش پیداست که موجودی ریزه است در پی یافتن هویت خود در میان ...

|

یادداشتی بر نمایش عروسکی هملت

یادداشتی بر نمایش عروسکی "هملت"

بودن یا نبودن؟ مسئله این است! نمایش هملت اثر ماندگار ویلیام شکسپیر که با تلاش گروه گلبانگ از بوشهر، به شیوه ی تاتر کاغذی در جشنواره حاضر شده است، به نظر می‌رسد با الهام از تم نمایشنامه، یعنی تردید و ...

|

یادداشتی بر نمایش عروسکی صلح نغمه لرینی یایانلار

یادداشتی بر نمایش عروسکی "صلح نغمه لرینی یایانلار"

نویسنده و کارگردان: محمد تقی اسماعیلی   نمایش صلح به قشر خاصی از هنرمندان منطقه آذربایجان می پردازد که همواره در طی سالیان دراز مجموعه ای غنی از فرهنگ و ادبیات شفاهی و عامیانه مردم منطقه شان ...

|

یادداشتی بر نمایش عروسکی رنگ حسرت

یادداشتی بر نمایش عروسکی "رنگ حسرت "

نمایش حسرت روایت حسرت گونه از عشقی نافرجام با رنگ و بویی خوش و حال و هوایی خاطره انگیز شاهد عشقی هستیم که در فضای تو در توی خانه‌ ای قدیمی به سبک قاجار و یا اوایل پهلوی پا می ...

|

یادداشتی بر نمایش عروسکی زال سپید موی

یادداشتی بر نمایش عروسکی "زال سپید موی "

شهر بیرجند نویسنده و‌کارگردان: حسین عباس زاده قصه ی زال سپید موی بر اساس شاهنامه ی فردوسی ، حکایت رها کردن زال در دامنه ی کوه البرز و نجات زال بدست سیمرغ و پرورش او در دامانش ...

|

یادداشتی بر نمایش عروسکی خانم حوا

یادداشتی بر نمایش عروسکی "خانم حوا"

نویسنده: هانری تروایا. کارگردانی علیرضا ناصحی با توجه به فرم ساده و راحتی که این نمایش برای اجرا و حضور در جشنواره انتخاب کرده است شاید بد نباشد ما نیز برای صحبت کردن در باره ی این اثر همان قدر راحت و ساده ...

|

یادداشتی بر نمایش عروسکی آنا دختری که با چشمهای باز می خوابید

یادداشتی بر نمایش عروسکی "آنا دختری که با چشمهای باز می خوابید"

نویسنده امیر نباتی، کارگردان: یکتا طبیبی کودکان در جهان تخیل و ذهنیت نا محدود خود چنان مرزهای واقعیت را در می نوردند و با چشمان باز چنان رویاپردازی می کنند و واقعیت ها را با رشته های تخیل به افسانه ها گره ...

|

یادداشتی بر نمایش « سعدی کلمب و فتح بهشت»

یادداشتی بر نمایش « سعدی کلمب و فتح بهشت»

نویسنده : عقیل زمانی کارگردان: مهتاب تبریزی نویسنده ای جوان بدنبال سوژه برای نوشتن یک نمایشنامه است، در خواب سعدی و شمسا (یا همان سیاه) و کریستف کلمب را می بیند، سعدی و کریستف ...

|

یادداشتی بر نمایش «داش آکل»

یادداشتی بر نمایش «داش آکل»

داش آکل نمایش عروسکی داش آکل با تکنیک سایه ، برگرفته از قصه ی صادق هدایت با تغییراتی در قصه با نگاهی نوگرایانه اما با تکنیک کلاسیک تاتر عروسکی سایه روایتی جذاب با تصاویری ...

|

یادداشتی بر نمایش «یه گوله ماه نقره ای »

یادداشتی بر نمایش «یه گوله ماه نقره ای »

نویسنده: نسرین خنجری و کارگردانی: ربحانه باغبادی از دیر باز و در داستان ها و اسطوره ها و افسانه ها همواره ماه عنصری خیال انگیز و دلربا بوده است، نمادی از یک معشوق دست نیافتنی که همواره عشاق در راه رسیدن به ...

|

نظرات کاربران